الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
98
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
فردا صبح لشكر كوچك اسلام با روحيه اى نيرومند در برابر دشمن صف كشيدند . قبلا پيامبر ص به آنها پيشنهاد صلح كرد تا عذر و بهانه اى باقى نماند و نماينده اى به ميان آنها فرستاد كه من دوست ندارم شما نخستين گروهى باشيد كه مورد حمله ما قرار مىگيريد ، بعضى از سران قريش مايل بودند اين دستى را كه به عنوان صلح به سوى آنها دراز شده بفشارند و صلح كنند ، ولى باز ابو جهل مانع شد . سرانجام آتش جنگ شعله ور گرديد ، « حمزه » عموى پيامبر ص و « على » ع كه جوانترين افراد لشكر بودند و جمعى ديگر از جنگجويان شجاع اسلام در جنگهاى تن به تن كه سنت آن روز بود ، ضربات شديدى بر پيكر حريفان خود زدند و آنها را از پاى در آوردند ، روحيه دشمن باز ضعيفتر شد ، ابو جهل فرمان حمله عمومى صادر كرد ، و قبلا دستور داده بود آن دسته از اصحاب پيامبر ص را كه از مدينهاند به قتل برسانند و مهاجرين مكه را اسير كنند و براى انجام يك سلسله از تبليغات به مكه آورند ، لحظات حساسى بود پيامبر ص به مسلمانان دستور داده بود زياد به انبوه جمعيت نگاه نكنند و تنها به حريفان خود بنگرند و دندانها را روى هم فشار دهند و سخن كمتر بگويند و از خداوند مدد بخواهند و از فرمان پيامبر ص در همه حال سر نپيچند و به پيروزى نهايى اميدوار باشند ، پيامبر ص دست به سوى آسمان برداشت و عرض كرد : يا رب ان تهلك هذه العصابة ، لم تعبد : « اگر اين گروه كشته شوند كسى ترا پرستش نخواهد كرد » . باد به شدت به سوى لشكر قريش مىوزيد و مسلمانان پشت به باد به آنها حمله مىكردند ، استقامت و پايمردى و دلاوريهاى آنها قريش را در تنگنا قرار داده بود ، در نتيجه هفتاد نفر از سپاه دشمن كه ابو جهل در ميان آنها بود ، كشته شدند و در ميان خاك و خون غلطيدند و 70 نفر به دست مسلمانان اسير گشتند ولى مسلمانان تعداد كمى كشته بيشتر نداشتند ، و به اين ترتيب نخستين پيكار مسلحانه